دو رویی،
دروغ،
خیانت،
تقلب،
تمسخر،
تنفر،
خاطره،
غم،
تنهایی،
دل تنگی،
دلگیری،
خستگی،
پوچی،
بی میلی،
بیماری،
غم،
دوری،
خشم،
گریه،
بی فکری،
بی توجهی،
غصه،
تظاهر،
غم،
غم، غم...
- من : دو ساعت است اینجا نشسته ام به جورابم نگاه می کنم، یک نفر هم با من صحبت نمی کند!
- خودم : مهمانی بزرگترهاست دیگر، قرار نبود کسی با تو حرفی بزند...
- من : پس چرا مجبورم می کنند بیایم؟
- خودم : زورشان می رسد، دموکراتند آخر.
- من : دارد سوراخ می شود...نگاه کن...
پی.اس : هرچه فکر می کنم پای نوشت به ذهنم نمی رسد! خود نوشته بس بود.
پست قبلی به دلیل مشکوک بودن علما به داشتن مسائل غیر اخلاقی حذف شد.
دلم گرفته است، ناراحتم از خودم و برای خودم.
- من : کاش طور دیگری بودم
- خودم : چه طور؟
- من : مثلا آدم...کاش آدم بودم.
چقدر جملاتم مزخرف اند! چرند به هم می بافم.
و می گویم، حوصله ی توضیح هم ندارم...
: ترکیب عصبانیت، سردرگمی، گه گیجگی، انزوا، خستگی، دلتنگی، اندوه بی دلیل، گاهی هم لبخندهای به شدت میرا.
تمام
چقدر این اواخر چیزهای جدید یاد می گیرم...
دیگر می دانم باید کارهایی کنم که به کار آخرتم آید و می دانم که کسانی که مرا دوست دارند ارزشمندتر از کسانی اند که من دوستشان دارم. (هستند، این است و بس)
پی.اس : امیدوارم افرادی که شانزدهم روز مهمی برایشان است روز خوبی هم باشد (یعنی راضی باشند از خود)
- من : هیس...صدایت را می شنوند
- خودم : ببخشید
پی.پی : احوالات ماست فعلا
هرچه می نویسم نوشته هایم به کوچه های غم و غصه کشیده می شوند...ترجیح می دهم چیز بیشتری ننویسم. فقط برای همه آرزوی سلامتی و تن درستی و برای بیماران شفا و صبر در این سال و سالهای آینده دارم ، همچنین آرزوی آرامش و شادی و لبی خندان هرچند دروغین.
پی.اس :
عید!
حتی تعطیل بودنش هم برای من لذت بخش نیست