دو رویی،
دروغ،
خیانت،
تقلب،
تمسخر،
تنفر،
خاطره،
غم،
تنهایی،
دل تنگی،
دلگیری،
خستگی،
پوچی،
بی میلی،
بیماری،
غم،
دوری،
خشم،
گریه،
بی فکری،
بی توجهی،
غصه،
تظاهر،
غم،
غم، غم...
- من : دو ساعت است اینجا نشسته ام به جورابم نگاه می کنم، یک نفر هم با من صحبت نمی کند!
- خودم : مهمانی بزرگترهاست دیگر، قرار نبود کسی با تو حرفی بزند...
- من : پس چرا مجبورم می کنند بیایم؟
- خودم : زورشان می رسد، دموکراتند آخر.
- من : دارد سوراخ می شود...نگاه کن...
پی.اس : هرچه فکر می کنم پای نوشت به ذهنم نمی رسد! خود نوشته بس بود.